امام از امم
1.اُم:اصل و ریشه
2.اَم:قصد کردن
راغب در مفردات ج 1 ص 20 می نویسد امام کسی است که به او اقتدا می شود یا کتاب است.
معنای جعل امامی که دعوت به آتش می کند توسط خداوند چیست؟
آیه 115 سوره نساء می فرماید:من یشاقق الرسول...ویتبع غیر سبیل المومنین نوله ما توله و نصله جهنم .هرکس رهبری پیامبر صلی الله علیه واله ر ارها کند و راهی غیر از راه مومنین برود (یعنی خودش رهبری دیگری را پذیرفته است)ما به او را به همان کسی که رهبریش را پذیرفته می سپاریم.
ابن منظور در لسان العرب ج 12 ص 22 می نویسد:الامام من ائتم به قوما هر کس پیشوا باشد.
قیومی در مصباح المنیر ج 1 ص 133 امام دانشمندی است که به او اقتدا می شود.
فخرالدین طریحی در مجمع البیان ج 6 ص 10 کسی که مردم به او اقتدا می کنند و امام طریق است.
1.جعل الهی:انی جاعلک للناس اماما .124 بقره
2.برتری منصب امامت بر نبوت چون حضرت ابراهیم علیه السلام بعد از نبوت به امامت رسید.
3.عدم ظلم(عصمت):لا ینال عهد الظالمین.124 بقره
4.رهبر مردم:انی جاعلک للناس اماما.124 بقره
5.هادی امت به امرنا:وجعلنا هم ائمه یهدون بامرنا.73 انبیاء
یا ایها الذین امنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین و کیف تکفرون و انتم تتلی علیم آیات الله و فیکم رسوله و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم.
نکات آیه:
1.اطاعت از اوتوالکتاب مساوی با خروج از ولایت خداست.
2.عاملی که حفظ می کند مومنین را از ارتداد .آیات الله و وجود رسول الهی است. که هم آیات را تبیین می کند و هم ابهام آیات را بر طرف می کند.
3.آیات الهی تا قیامت کارایی دارد و مخصوص به زمان بندی نیست و الان که پیامبر صلی الله علیه اله در ظاهر در بین امت نیست اهل بیت و عترت او شان پیامبر را مبنی بر حفظ مومنین از ارتداد انجام می دهند.
نکاتی که از آیه استفاده می شود:
1.جایگاه رهبری این است که اگر آن را نپذیرید سر از کفر در می آورید.
آیه 51 مائده می فرماید:من یتولهم منکم هرکس یهود و نصاری را به ولایت انتخاب کند از آنها خواهد شد در تائید همین مطلب است.
2.چگونه با وجود رسول خدا و آیات الهی سراغ دیگری می روید؟
3.ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم
خداوند می فرماید:حال که تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله،نتیجه اینکه به خداوند اعتصام جسته اید و به راه مستقیم هدایت شده اید.
نتیجه اینکه:اگر می خواهی در مسیر مستقیم باشی مسیر آن تمسک به آیات الهی و شخصی رسول الله می باشد.
اطاعت اهل کتاب=خروج از رهبری
اطاعت پیامبر و رسول الهی = رهبری الهی
مفاد این مطلب همان آیه 31 آل عمران است که ان کنتم تحبون الله فاتبعونب یحببکم الله یغفر لکم ذنوبکم
ان چه مورد رضایت الهی قرار می گیرد شخص انسان نیست بلکه عمل او ست.
و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله،و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفر الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما (64)
فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما (65)
1.مقام مطاعیت همه رسولان الهی به اذن الله است.
2.قبول مطاعیت پیامبر در مشاجرات خود قولا و قلبا و عملا ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلینا.
3.مسئله توسل و واسطه گری:و لو انهم اذ ظلموا انفسهم..در آیه مطرح شده است.
4.ایمان منوط به پذیرش رهبری رسول خدا صلی الله علیه واله است.
5.این پذیرش باید به قلب هم باشد.
یکی از شرایط امامت الهی عصمت می باشد که از آیه 124 سوره بقره استفاده می شود.
لا ینال عهدی الظالمین.
وجود آیاتی که اختصاص به امامت الهی دارد دلالت بر توجه ویژه خداوند و پیامبر صلی الله علیه واله به این مطلب دارد.
نکات آیه ابتلاء:
1.وجود ابتلاء برای حضرت ابراهیم علیه السلام
2.اعطای امامت به حضرت بعد از ابتاتء
3.جعل امامت به دست خداوند
4.درخواست این مقام برای ذریه
5.مشروط کردن خداوند به ظالم نبودن
6.شرک یکی از مصادیق ظلم
7.کسی ظالم نیست که معصوم باشد
8.با وجود شرک و اشتباهات فراوانی که خلفای اهل تسنن داشته اند لایق امامت نیستند.
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم
اطاعت رسول مطلق است و اطاعت مطلق یعنی عصمت همین شان و مقامات به خاطر واو عطف برای اولی الامر هم ثابت است حال مصداق اولی الامر در قرآن بیان نشده و طبق آیه 44 و 64 سوره نحل که تبیین قرآن به عهده پیامبر است پیامبر هم مصادیق اولی الامر را به 12 امام معصوم بیان فرمودند.
سوره مائده آیه 55 آیه ولایت
انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا...
خداوند ولایت پیامبر به معنای سرپرستی را مطلق بیان نموده و این سعه ولایی را به قرینه وحدت لفظ برای الذین امنوا هم ثابت نموده است. وبیان مصادیق این الذین امنوا طبق ایه 44 و 64 بر عهده نبی است که پیامبر بیان نموده اند که امیرالمومنین علیه السلام و فرزندان طاهرین او هستند پس تعیین وجعل رهبری الهی بر عهده خداست و مردم در انتخاب رهبر الهی و امام نقشی ندارند.
آیات شریفه قرآن متوجه بیان او دیدگاه در باب امامت شده امامت الهیه و امامت طاغوت به بعضی از آیات امامت الهیه اشاره شد اما آیات امامت طاغوت:
ومن یشاقق الرسول من بعد ما تبین له الهدی و یتبع غیر سبیل المومنین نوله ما تولی و نصله جهنم و سات مصیرا(نساء 115)
آیه کتضمن دو شرط و یک جزاست:
شرط اول:مخالفت با پیامبر و خروج از ولایت پیامبر
شرط دوم:عدم تبعت از راه مومنین
نتیجه و جزا:سبب می شود که خداوند آنها را رها کند و ولایت آنانی را که قبول کردند را بر عهده انان بگذارد.
راه مومنین کدام است؟مسلما راه مومنین همان روش پیامبر صلی الله علیه واله است پس راه مومنین در آیه راه سقیفه نیست بلکه مومنین همان مومنین در الذین امنوا آیه ولایت هستند و مومنینی که در آیه 105 سوره توبه آمده است که قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون.
چون رسول معصوم است راه مومنین هم باید معصوم باشد پس شامل سقیفه نمی شود چون عمر گفت: ان بیعت ابی بکر کانت فلته وقی الله شرها
بیعت با ابوبکر یک اشتباه بود که خدا شر آن را نگهداشت.
یا ایها الذین امنوا ان تطیعوا الذین کفروا یروکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین.
ای مومنین:اگر قبول کنید و اطاعت کنید رهبری غیر الهی را شما را به عقب برمی گردانند و خسران شامل حال شما می شود.
اگر امامت الهی نباشد به قهقرا برخواهیم گشت.
رهبری الهی اینقدر مهم است که به وسیله آن نقطه امید کفار در از بین بردن دین از بین رفت و باعث اکمال دین و اتمام نعمت و رضایت الهی شد که در آیه 30 سور هطور و 3 مائده بدان تصریح شده است و رهبری غیر الهی نه باعث رضایت الهی و نه اتمام نعمت و نه اکمال دین و نه باعث یاس کفار می شود.
یا ایها اذین امنوا لا تتخدوا الیهود والنصاری اولیاء ومن یتولهم منهم فانه منهم اولیاء در آیه به معنای سرپرستی است و به معنای محبت و دوستی نیست به دو دلیل:
1.ادامه خود آیه که و من یتولهم منکم فانه منهم کسی که ولایت یهود و نصاری را بپذیرد از آنهاست یتولهم در آیه به معنای محبت نیست چون آیه مطلق است ولی در آیه 8 ممتحنه محبت مطلق منع نشده است.
2.آیه 120 سوره بقره که خداوند می فرمایند:
ولن ترضی عنک ایهود ولا النصاری حتی تتبع ملتهم و لئن اتبعت اهواءهم من بعد ما جاءک من العلم ما لک من الله من ولی ولا نصیر.
دلیل مخاطب ساختن پیامبر صلی الله علیه واله در آیه جایگاه رهبری است و گرنه همه شامل این مطلب هستند اگر از یهود و نصاری تبعیت کردی از ولایت خدا خارج می شوی.
یکی از مهم ترین آیاتی که درباره امامت در قرآن وجود دارد آیه ولایت در سوره مائده است.
بررسی اجمالی مفردات آیه ولایت
1.انما
2.معنای ولایت و ولی
3.منظور از الذین امنوا
4.الذین یقیمون الصلاه
5.معنای زکات
6.و هم راکعون
7.انواع حصر
اضافی(نسبی) (وصف مشید است یا مقوم)
حقیقی(اگر محصور به نحو تمام فقط خاص محصور فیه باشد)
برای حصر در زبان عربی روشهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها استعمال کلمه انما است.
بحث انما در مغنی ابن هشام
حصر:
1.حصر افراد
2.حصر تعیین
3.حصر قلب (ما محمد الا رسول ذهنیت غلط مخاطب را ابطال می کند.
انب هشام انما را برای حصر می داند مانند زمخشری ولی دلیل ابوحیان برای انما را رد می کند.
دلائل حصر انا:
1.تبادر
2.مشهور بین اصولیین و اهل ادب شیعه و سنی
3.آیات شریفه قرآن-سوره محمد آیه 36 –انماالحیاه الدنیا لعب و لهو.سوره انعام آیه 32 وما الحیات الدنیا الا لعب و لهو
خداوند یک مفهوم واحد را با دو عبارت مختلف بیان نموده است.
در آیه 32 انعام ما نافیه و الا استثنا اجمالا برای حصر است(حصر اضافی)
در آیه 36 محمد همان مفهوم را با انما بیان نموده است.البته در اینکه انما مرکب یا بسیط است اختلافی است ولی حصر انما مشهور است.کسانی مثل زمخشری کشاف ج 1 ص 23، عبدالله نسفی در تفسیر نسفی ج 1 ص 289،تفتازانی در شرح المقاصد ج3 ص 501،آلوسی در روح المعانی ج 6 ص 168،ثعالبی در تفسیرش ج2 ص 396، مفاتیح الاصول سید محمد مجاهد.
1.معانی ولی زیاد است اما معنای اولی بالتصرف و تولی امر معنای اصلی و حقیقی است و بقیه معانی به نحو اشتراک معنوی می باشد و بقیه معانی از اولی بالتصرف گنجاینده و اشراب شده اند و مجازی می باشد.
راغب در مفردات و شیخ مفید در النکت فی مقدمات الاصول و علامه امینی در الغدیر ج1 ص 651 به این مطلب تصریح نموده اند.
2.استعمال ولی در قرآن به معنای تولی امر
الف:الله ولی الذین امنوا
ب:اسراء 33:ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا
ج:5 و 6 مریم:فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب
3.استعمال ولی در معنای تولی امر در حدیث نبوی
قال النبی :ایما امرءه نکحت بغیر اذن ولیها فنکاحها باطل
بررسی معانی ادعا شده برای کلمه ولی
1.محب:تضاد معنای دوستی با آیات دیگر قرآن:
با توجه به حصر انما در آیه یعنی ما غیر از خدا و رسول ومومنین دوست دیگری نداریم و این با آیه 82 مائده تافی دارد
لتجدن اقربهم موده للذین امنوا الذین قالوا انا نصاری
2.محبوب:تضاد معنای محبوب با آیات دیگر قرآن:7 ممتحنه
لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرو هم و تقسطوا الیهم.
باز انما یعنی فقط خدا و رسول و مومنین را دوست بدارید و این با مفاد آیه 8 ممتحنه تنافی دارد.
بررسی معنای ناصر: یعنی یاور مومنین منحصر است در سه مصداق خدا و رسول و الذین امنوا که این معنا با آیات دیگر قرآن منافات دارد و حصر شکسته می شود از جمله:
الف.آیه 72 سوره انفال:ان استنصرونکم فی الدین فعلیکم النصر
در این آیه همه مومنین یاور و ناصر هم دیگر هستند در اصل دین نه گروه خاصی که در آیه ولایت آمده است.
ب.30 و 30 فصلت.نحن اولیاء کم فی الحیاه الدنیا و الاخره
ملائکه می گویند:ما یاور و ناصر شما هستیم در حیات دنیا و آخرت و باز حصر توسط ملائکه شکسته می شود.
ج.123 و 124 آل عمران.لقد نصرکم الله ببدر بثلاثه الاف من الملائکه
با سنت قطعیه پیامبر این معنای یاور و ناصر منافات دارد چون پیامبر بعد از ورود در مدینه با یهود پیمان یاری و نصرت بست اما وقتی یهود دشمنی کردند و پیمان شکستند پیامبر هم از آنها جدا شد.
پس معنای ولایت در آیه 55 مائده به معنی محب و ناصر و یاور با آیات دیگر قرآن سازگاری ندارد ولی در آیه شریفه تولی امر می باشد.
معنای ادعا شده برای ولی :
1.تولی امر.نظر شیعه
2.محب و ناصر .نظریه اهل سنت
بررسی معنای محب:اینمعنا برای ولی در آیه ولایت با آیات دیگر قرآن سازگار ندارد.
1.و لتجدن اقربهم موده للذین امنوا الذین قالوا انا نصاری .مائده 82
2.نحن اولیاء کم فی الحیاه الدنیا و الاخره.فصلت 30 و 31
محبت ملائکه به مومنین محبت حقیقی است نه مجازی.
پس اگر بخواهیم بپذیریم که معنای ولی در آیه ولایت محب واقعی و حقیقی است که منحصر در خدا و رسول و مومنین است با
آیات فوق تنافی خواهد داشت.
اشکال:
مخالفین شیعه می گویند کلمه ولی در آیه ولایت به معنای دوست می باشد به دلیل سیاق آیات و آیه 51 سوره مائده که یا ایهالذین امنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منک فانه منهم.
جواب:
اولیاء در آیه مذکور به معنای تولی امر است نه دوستی به سه دلیل:
1.ادامه خود آیه شریفه که ومن یتولهم منکم فانه منهم و مفاد آیه 100 سوره آل عمران
2.اگر اولیاء را به معنای دوستی بگیریم با آیات 7 و 8 سوره ممتحنه تنافی دارد.
3.شان نزول آیه که مربوط به جنگ احد است که شایعه قتل نبی بالا گرفت و مسلمین فراز نمودند و بعضی گفتند ما پناهنده به یهود می شویم یعنی مقام مطاعیت و تولی امری آنها ر اقبول می کنیم که این آیه شریفه نازل شد.
پس با توجه به سیاق آیات و آیه 51 سوره مائده ولی به معنای تولی امر است نه دوستی.
با بررسی آیه 52 و 53 سوره مائده: فتری الذین فی قلوبهم مرض 52- ویقول الذین امنوا اهولاء..53.
متوجه می شویم که سیاق این دو آیه بحث در مورد فی قلوبهم مرض یعنی منافقین می باشد یعنی کسانی که در واقع و باطن مقام مطاعیت و تولی الامری خدا و رسول را قبول نداراند پس این 2 آیه هم بحث دوستی نیست بلکه تولی الامری است.
بحث از نفاق از مکه دنبال می شود نه مدینه بنابر آیات قرآن از جمله آیه 31 سوره مدثر که مکی است و خداوند سه دسته مومنین و فی قلوبهم مرض یعنی منافقین والکافرین ر ابیان می کند.
آیه 54:یاایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه
در این آیه هم بحث از ارتداد امت اسلامی و مسلمین می باشد ارتداد هم یعنی خروج از مقام مطاعیت و تولی الامری خدا و پیامبر.
پس بنابر مبنای اهل سنت مبنی بر سیاق آیات ، آیات قبل آیه ولایت بحث،بحث مطاعیت و تولی الامری است نه محبت و دوستی.
آیات قبل از آیه ولایت،آیات سلبی است که ولایت یهود و نصاری ر اقبول نکنید ای مومنین مرتد نشوید و از مقام مطاعیت پیامبر خارج نشوید و آیه ولایت ایجابی است که خدا می فرماید تولی الامری دیگران را قبول نکنید پس ای خدا تولی الامری چه کسانی را قبول کنیم؟انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا..
ازآن جا که لفظ ولی در آیه ولایت برای الله و رسول والذین آمده باید شان ولایت پیامبر صلی الله علیه واله را در قرآن به دست بیاوریم تا بتوانیم مصادیق الذین امنوا را هم پیدا کنیم لذا به بحث از شئون ولائی پیامبر صلی الله علیه واله در قرآن می پردازیم:
36 احزاب ولایت
6 احزاب ولایت
151 بقره یزکیه و یعلمه الحکمه
31 آل عمران تبعیت
21 احزاب اسوه بودن
44 و 64 نحل تبین قرآن
7 حش اخذ مسائل از پیامبر صلی الله علیه واله
55 نساء اطاعت مطلقه
7 آ ل عمران راسخ درعلم
همه این شئون ولایی پیامبر برای الذین امنوا در آیه ولایت هم ثابت است به خاطر وحدت لفظ ولی در سه مصداق الله،رسول و الذین امنوا.
شان ولایی پیامبر از آیه 105 نساء دلالت آیه 105 سوره نساء بر یکی از شئون ولائی پیامبر صلی الله علیه واله.
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله و لا تکن للخائنین خصیما.
حکومت و اعمال ولایت یکی از شئون ولایی پیامبر است آن هم به علم الهی و آنچه که خدا به پیامبر نشان می دهد و این شان ولایی برای الذین امنوا در آیه ولایت هم ثابت است به خاطر وحدت لفظ ولی در آیه ولایت.در بین اصحاب پیامبر چه کسی دارای این علم الهی بوده کسی جز امیرالمومنین علی ابن ابی طالب نمی باشد.
کسی که می خواهد حاکم اسلامی باشد باید صاحب علم آنهم علم الهی باشد حال چه کسی بعد نبی صاحب این علم است.بنابر کتب خود اهل سنت کسی جز علی ابن ابی طالب نیست.
عمر وجهل کلاله الغدیر ج6 ص 127.برخورد عمر با صبیغ بن عسل تمیمی .سنن دارمی ج 1 ص 54 .تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر ج 23 ص 411
1.علم الهی یکی از شئون ولایی پیامبر که در آیه 105 سوره نساء آمده است.
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله...
پیامبر علمی الهی دارند و در بین مردم حکم می کند به علم الهی و این شان ولایی را الذین امنوا در آیه
ولایت هم دارا هستند به خاطر وحدت لفظ ولی و عدم صحت استعمال لفظ در اکثر از یک معنای واحد.
پس الذین امنوا هم مقامی علمی دارند و کسی جز علی ابن ابی طالب علیه السلام چنین مقام علمی را ندارد.
2.موضوعیت قبول ولایت پیامبر در آیه 31 سوره آل عمران یکی دیگر از شئون ولایی پیامبر صلی الله علیه واله ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم.
قبول ولایت پیامبر در این آیه شریفه موضوعیت دارد و شرط است یعنی قبول ولایت پیامبر علامت دوستی خدا و دوستی خدا با بنده است و باعث آمرزش گناهان می شود.
فلذا بنابر مفاد آیه ولایت و وحدت لفظ ولی در آیه همان شان ولایی که پیامبر دارد الذین امنوا هم دارا هستند پس قبول ولایت الذین امنوا هم موضوعیت دارد و اصل می باشد.
وکسی که قبول ولایت الذین امنوا نداشته باشد در دوستی خود نسبت به خدا دروغ می گوید .مصداق الذین امنوا ر اطبق آیات 46 و 64 سوره نحل پیامبر صلی الله علیه واله معرفی کند.
و ما کان لمومن و لا مومنه لذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم ومن یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا
نکات آیه:
1.امرا، نکره در سیاق نفی است و شامل هر امری می شود.
2.این آیه بحث شوری را محدود می کند چون خدا و رسول در باب امامت و خلافت بیان دارند که یکی از آن بیانها آیه ولایت است پس شوری هیچ حق و اعمال نظری ندارد.
3.قضی در مورد خداوند مطلق است و همه جوانب را در بر می گیرد و این قضی با یک واو عطف برای رسول هم استعمال شده است یعنی قضی رسول هم مانند خدا مطلق است وبنابر آیه ولایت و وحدت لفظ کلمه ولی این قضی برای الذین امنوا هم ثابت است.
پس الذین امنوا کسانی هستند که مانند رسول خدا دارای قضی و اعمال ولایت در همه اوامر و دستورات دینی می باشند.
النبی اولی بالمومنین من انفسهم وازواجه امهاتهم
پیامبر از مومنین به خودشان سزاوارتر است و همسران پیامبر مادران مومنین هستند.
اولی در آیه به معنای اولویت در تصرف است نه به معنای مهربانی و عطوفت به چند دلیل:
1.معنای حقیقی ولی ،تولی امر و تصرف است.
2.شان نزول آیه:بعضی می خواستند بعد از نبی با همسران او ازدواج کنند که آیه نازل شد و منع تصرف نمود و همسران پیامبر صلی الله علیه واله مادران امت نامید.
3.ادامه آیه که وازواجه امهاتهم: در ازدواج بحث تصرف است نه دوستی.
4.روایاتی که در کتب تفسیری اهل سنت ذیل آیه شریفه نقل شده که معنای تصرف و تولی امر را ثابت می کند.از جمله ابن کثیر ج 6 ص 340 در تفسیر القرآن العظیم و بخاری در صحیح خود (ایمان باب هشتم)
پس پیامبر ولایت مطلق دارند بر مومنین و به خاطر وحدت لفظ ولی در آیه ولایت، این ولایت برای الذین امنوا هم ثابت است و پیامبر مصداق این الذین امنوا را در غدیر خم معرفی نمودند با این جمله که فرمودند:الست اولی بکم من انفسکم قالوا بلی ،پس فرمودند:من کنت مولاه فهذا علی مولاه.
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً(64) فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (65)
ای پیامبرقسم به پروردگارت:ایمان نمی آورند تا اینکه در مشاجرت پیش تو آیند و تو را حاکم قرار دهند و هنگامی که حکمی کردی حکم را با دل و جان بپذیرند و اعتراضی نداشته باشند حتی در قلب خود.پس یکی از شئون پیامبر صلی الله علیه واله این است که اگر قضاوتی داشت کسی حق اعتراض ندارد.
حال صحابه ای که در صدر اسلام به پیامبر اعتراض لسانی و قلبی داشتند در چه حدی نزد خدا هستند و مخالفین شیعه آنها را در چه حد و مقامی می دانند.
حال این شان ولایی پیامبر، طبق آیه ولایت برای الذین امنوا ثابت است و اگر خدا و رسولش این الذین امنوا را معرفی نکرده باشند کمک به جهل و فتنه در امت نمودند و به امت ظلم نمودند.
حال این الذین امنوا کیانند که اگرمردم قبول نکنند ولایت آنها را مومن نیستند طبق آیه 44 و 64 سوره نحل پیامبر مبین قرآن می باشد.آیا عقل قبول می کند الذین امنوا بنی امیه و بنی العباس و خلفاء ثلاثی که جهلشان در کتب اهی سنت آمده باشند ومعنای فاکهه و ابا را نمی توانند در بین مردم حکم کنند!؟ ورافع جهل در بین امت باشند و ماجرای صبیغ بن عسل تمیمی و سوال از قرآن و برخورد خلیفه با او وتنها مصداقی که الذین امنوا تطبیق علمی و عملی با آیه دارد بنابر روایات صحیحه پیامبر علی ابن ابی طالب می باشد.
آیه 7 سوره حشر:.. ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ...
1.آیه ذکر عام بعد از خاص است که فخر رازی هم بدان اشاره دارد و شامل همه امور می شود.
2.پیامبر مقام تشریع حکم الهی را دارد به اذن الهی چون عصمت مطلقه دارد وعلم لدنی و علم به ملاکات احکام دارند.
3.آیات دیگری هم اشاره به مقام تشریع پیامبر دارد:
1. 157 اعراف
2. 105 نساء
3. 36 احزاب
پس یکی از شئون ولایی پیامبر ، جعل قانون و حکم الهی می باشد به اذن الهی .والذین امنوا هم که در آیه ولایت آمده آنها هم چنین مقامی را دارا هستند چون مقام عصمت مطلقه و علم لدنی را دارند.
آیه 21 سوره احزاب:لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
رسول خدا صلی الله علیه واله اسوه و مقتدای مطلق برای امت در همه امور است.بنابراین فعل و قول و تقریر نبی حجت است چون این آیه ذکر عام بعد از خاص است و مختص مسائل نظامی نیست.مقم مطاعیت و الگو بودن برای امت یکی از شئون ولایی پیامبر است که بنابر وحدت لفظ ولی در آیه ولایت این شان الگو بودن برای الذین امنوا هم ثابت است.
یکی از مطالبی که سوره مطرح می کند عدم عدالت مطلق اصحاب است.
آیاتی که موضوعیت ولایت پیامبر ر ابیان می کند و خروج از ولایت پیامبر صلی الله علیه واله را وعده عذاب داده است.
جن 32:... وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً
نساء 14: وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهينٌ
نساء 115: وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً.مومنین در این آیه همان مومنین در آیه ولایت هستند.
احزاب 36: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً
وطبق آیه ولایت که شئون ولایی نبی برای الذین امنوا هم ثابت است .قبول ولایت الذین امنوا هم موضوعیت دارد و جزء اسلام می باشد و خروج از ولایت مومنین داشته باشد خلود در آتش دارد.
بقره آیه 151: کَما أَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ.
1.شان رسالت و مطاعیت بنابر آیه 64 نساء
2.معلم امت بودن یعلمکم الکتاب والحکمه
پیامبر معلم امت است و مدینه العلم و بنابر روایت نبوی علی بابها
حال خلاف ثلاث می توانند جای پیامبر بنشینند در حالی که بهره ای از علم ندارند.
الف:جهل نیبت به مسئله تمیم
ب:عکس العمل نسبت به سوال از فاکهه و ابا
ج:برخورد شدید با صبیغ بن عسل تمیمی و سوال از الذاریات قرآن و ...
آیا اینها باب علم نبی هستند یا علی ابن ابی طالب که نبی فرمودند:علی مع القرآن و القرآن مع علی.
حال به دلالت و و حدت لفظ ولی در آیه ولایت این شان ولایی نبی یعنی عالم و معلم امت بودن برای الذین امنوا هم ثابت است که مصداق آن فقط و فقط علی ابن ابی طالب علیه السلام می باشد.
در بررسی واژگان آیه ولایت به الذین امنوا می رسیم که مورد اختلاف قرار گرفته است.
نکات:
1.با توجه به این که الذین امنوا با واو به رسوله عطف شده همان شئون ولایی که پیامبر دارا می باشد برای الذین امنوا هم ثابت است که چون به خاطر عصمت و علم لدنی این ولایت به پیامبر اعلا شده تنها مصداقی که عصمت و علم لدنی دارد علی ابن ابی طالب علیه السلام است.
2.به تصریح اهل تسنن با این که الذین امنوا جمع است ولی شخص واحد از آن اراده شده است.
3.این که در آیه نام علی ابن ابی طالب علیه السلام ذکر نشده است اشکال ایجاد نمی کند چرا که آیات زیادی داریم که مانند آیه نام کسی برده نشده ولی علمای اهل تسنن با توجه به شان نزول گفته اند در مورد فلان شخص است مثل آیه مباهله ، آیه غار
در مورد آیه افک با این که نامی از عایشه برده نشده ولی اهل تسنن آن را در مورد عایشه دانسته و اشکالی وارد نمی کنند.گرچه نظر امامیه این است که آیه افک درباره ماریه قبطیه است که مورد تهمت قرار گرفت.
نکته:آیا اگر خدا به جای الذین امنوا نام می برد مورد اعتراض قرار نمی گرفت و مردم هدایت می شدند؟
قرآن در معرفی گاهی نام برده گاهی توصیف کرده و گاهی هر دو
در سوره بقره آیه 247 خداوند هم نام طالوت را ذکر کرده و هم به علم و قدرت جسمانی توصیف ولی با این حال مردم زیر بتر او نرفتند پس نام نبردن بهانه ای بیش برای مخالفین نیست.
یکی از واژگانی دیگری که کورد دقت باید قرار بگیرد زکات است.اهل تسنن می گویند منظور از زکات واجبه است وامیرالمومنین علیه السلام در پرداخت آن تاخیر داشته و با شان او سازگار نیست و اگر زکات مستحبی باشد عدول از معنای حقیقی است و با عدول از معانی حقیقی رکوع به خضوع به این نتیجه می رسیم که این یک توصیف برای عموم مومنین است نه امیرالمومنین علیه السلام.
جواب:
الفاظ در قرآن هم به معنای لغوی و هم اصطلاحی به کار می رود و استعمال کلمه زکات به معنای مطلق انفاق در قرآن زیاد به کار رفته شده است.مثل آیاتی که در مکه نازل شده تا در مورد امم گذشته است که قطعا نمی تواند به معنای یزکات واجبه باشد.
اهل تسنن روایات و مطالبی در ذیل آیه آورده اند که بیان گر این مطلب است که منظور از زکات در آیه ولایت زکات واجبه نیست در تفسیرطبری درذیل آیه نقل کرده: نزلت فی علی ابن ابی طالب تصدق و هو راکع.
در جامع البیان از قول سیوطی آمده:لکن علی ابن ابی طالب مر به سائل فاعطاه خاتمه.
در درالمنثور سیوطی آمده:تصدق علی بخاتمه پیامبر صلی الله علیه واله از سائل سوال کرد من اعطاک هذاالخاتم.
حسان شاعر هم در اشعارش گفته:تصدق بخاتمه راکعا
با توجه به این که این موارد به جایکلمه زکات و ایتاء صدقه و اعطا استفاده شده و صدقه انصراف در مطلقق انفاق دارد مشخص می شود منظور از زکات در ایه زکات واجبه نیست.
واژه دیگر در آیه راکعون است که اهل تسنن خوایته اند به معنای خضوع بگیرند تا از وصف مشیر که اشاره به قضیه خارجیه است خارج شود در حالی که طبق آن چه مرحوم طبرسی در مجمع البیان از قول لغویین آورده معنای حقیقی رکوع همان اغناء است و خضوع معنای مجازی است که نیاز به قرینه دارد و با توجه به کلمه یقیمون الصلوه در آیه معنای حقیقی آن اراده شده است.
آقایان با استناد به دو روایت از شیعه که قیمت انگشتر به اندازه خراج شامات بوده شبهاتی را مطرح کرده اند:
1.آیا چنین انگشتری وجود داشته؟
2.با توجه به زهد حضرت در دست امیرالمومنین علیه السلام چه می کرده؟
3.مورد مصرف زکات نیست؟
پاسخ:
1.اصل خاتم بخشی ثابت است و این دو روایت در منابع منافی و خبر واحد است و ما مسائل اعتقادی خود را با خبر واحد درست نمی کنیم.
2.در تاریخ عتیقه هایی داشته ایم که با وجود حجم کم قیمتی بوده اند مثل جواهرات هند در زمان تادر شاه به امیرالمومینن به پیامبر تحویل داده و او به عنوان حاکم اسلامی به او برگردانده است
3.غنیمت جنگ بوده و با فقیر بودن حضرت منافات ندارد
4.فقر حضرت همیشگی نبوده
5.فقر حضرت از سر بیچاره گی نبوده بلکه به خاطربخشش بیش از حد او بوده است.
در شان نزول آیه فخر رازی می گوید مراد از آیه عموم مومنین هستند وقتی عباده بن صامت از یهود تبری جست و ولایت پیامبر را پذیرفت این آیه در شان او نازل شد.
اشکال:
1.چطور وقتی ما می گویم آیه در شان امیرالمومنین علیه السلام نازل شده اشکال می کنید که نمی تواند مراد از جمع در آیه یک نفر باشد ولی خود مراد از آیه را یک نفر می دانید.
2.با توجه به اینکه اکثر علمای اهل تسنن انما را مفید حصر می دانند اگر معنای ولی را محب و یا ناصر بگیریم با آیات دیگر که ملائکه و مسیحیان و عموم مومنین را محب و ناصر مومنین می داند در تعارض است.
3.قبلا گفتیم با توجه به معنای حقیقی واژه ها آیه اشاره به یک قضیه خارجیه دارد و برای مفید عموم بودن باید قائل به معنای مجازی واژه ها شویم.
فخر رازی شان نزول دیگری ذکر کرده که عبدالله بن سلام خدمت پیامبر رسید و عرض کرد قوم ما ما را ترک کرده و قسم خورده اند با ما هم نشین نشوند و از طرفی فاصله مکان ما با اصحاب شما زیاد است پس این آیه نازل شد.
اشکال:
1.بین شان نزول و آیه ارتلاطی نیست چون بحث بر سر دوری مسافت است نه این که مومنین با عبدالله دوست نبودند.
2.عبدالله می داند که غیر خدا و پیامبر و اصحاب او دوست دیگری ندارد و گفتن آن در آیه تحصیل حاصل است
3.اگر منظور آی هعموم مومنین باشد باید بپذیریم که عموم مومنین در شئون ولایی با پیامبر مساوی هستند که خود فخر رازی هم این را قبول ندارد.
شان نزول سومی که فخر رازی نقل می کند:
عکرمه نقل کرده که آیه در شان ابوبکر است و عطا از ابن عباس نقل می کند که در شان علی ابن ابی طالب است و در تایید روایتی از عبدالله بن سلام آورده که دیدم علی ابن ابی طالب در حال رکوع انگشترش ر اصدقه داد و نحن نتولاه.
اشکال:
1.اگر بپذیری منظور از الذین امنوا شخص معین است به ناچار باید بپذیرید که زکات به معنای مطلق انفاق و رکوع همان هیئت خاصه در نماز است و جمله الذین یقیمون الصلاه وصف مشیر و اشاره به واقعه خاصه دارد.
2.چطور قول عکرمه را که یک تابعی است برقول ابن عباس که یک صحابی است مقدم می کنی.
3.عکرمه طبق نظر رجالیون و فقهای اهل تسنن مورد وثوق نیست و مورد طعن واقع شده است.
4.چطور قول عکرمه که از جمع اراده مفرد شده اشکال ندارد؟
5.ان چه که عبدالله بن سلام ازآیه فهمیده قول امامیه را ثابت می کند.
آلوسی در تفسیر خود برای رد اجماعی که می گوید آیه در شان علی ابن ابی طالب نازل شده به دو روایت از کتب اهل سنت استناد می کند که ابوبکر نقاش در تفسیرش نقل کرده که امام باقر علیه السلام فرمود آیه در شان مهاجرین و انصار است وقتی به حضرت گفته می شود ولی ما شنیده ایم آیه در شان علی ابن ابی طالب نازل شده می فرماید او هم یکی از آنهاست آلوسی همین روایت را از ابونعیم اصفهانی هم ذکر کرده و نتیجه می گیرد که این دو روایت با صیغه جمع در آیه سازگار است و در آخر روایت عکرمه که می گوید آیه در شان ابوبکر است را می آورد.
اشکال:
1.بحث عکرمه و عدم توثیق او در جلسه گذشته بیان شد.
2.آلوسی برای شکستن اجماع به کلام ابوبکر نقاش و ابو نعیم استناد می کند:
اولا اجماع به دو معناست:اول این تنها شان نزول است. دوم: این شان نزول را در کنار شان نزول های دیگر ذکر کرده اند.
ثانیا او باید برای رد عقیده ما به کتاب های خودمان استناد کند نه کتابهای خودشان.
3.آلوسی که شان نزول در مورد فرد را رد می کند در پایان روایت عکرمه در شان ابوبکر را نقل می کند.
محمد بن جریر طبری در تفسیر خود در شان نزول بیان کرده: عباده بن ثابت از قوم خود جدا شود به طرف پیامبر آمد و گفت اتولی الله و رسوله و المومنین و از کفار تبری جست پس این آیه ولایت در شان اول نازل شد.
اشکال:
1.اطلاق جمع بر مفرد ر اجایز دانسته پس سخن ما که می گویم مراد از این علی ابن ابی طالب است ثابت می شود.
2.با توجه به کلمه انما که دلالت بر حصر دارد کلمه ولی تنها با مفهوم سرپرست سازگار است.
اشکال:
1.به خاطر وحدت لفظ و عدم جواز استعمال لفظ در اکثر از معنای واحد گفتیم:همان ولایتی که برای خدا و رسول هست برای الذین امنوا هم ثابت می شود پس تمام شئون پیامبر برای الذین امنوا ثابت می شود ک هیکی از آنها حکومت و قضاوت است که لازمه اش علم اعطایی است و مسلما همه چنین شئونی ندارند.
2.با توجه به این که زکات و رکوع در آیه به معنای مطلق انفاق و الخفاء است به این حقیقت می گوییم که آیه یک وصف خاص است که نمی تواند شامل همه مومنین شود.
جلال الدین سیوطی از بزرگان اهل تسنن که از او به محیی السنه والشریعه یاد می کنند شان نزول را در ذیل آیه ولایت نقل می کند که عبدالله بن سلام همراه عده ای از یهودیان تازه مسلمان از تنهایی بین قوم خود و دوری فاصله با مسجد و مسلمانان به پیامبر شکایت می کند و این آیه نازل می شود سپس پیامبر می پرسند در چه حالی ؟می گوید در حال رکوع.پیامبر می گوید او علی ابن ابی طالب است.
اشکال:
1.بین مشکل عبدالله بن سلام که تنهایی و دوری راه بوده با قضیه اعطای به سائل هیچ ارتباطی نیست.
2.مشکل عبدالله بن سلام نیست که حالا که مسلمان شده تنها دوست او پیامبر و مومنین هستند بلکه دوری راه است
3.طبق ای نشان نزول دو مطلب استفاده می شود:اول منظور از زکات با توجه به کلمه اعطاء مطلق انفاق است.دوم: با توجه به سوال در چه حالی ؟ و پاسخ در حال رکوع،مشخص است معنای خاص از رکوع اراده شده پس سیوطی تمام حقیقت را کامل بیان نکرده است.
شان نزول های گذشته از جهت علمی با مفهوم آیه سازگاری نداشت و نقل قول سیوطی هم افتادگی هایی داشت اما شان نزول واقعی :مرحوم صدوق از امام باقر علیه السلام نقل می کند که عده ای از یهودیان تازه مسلمان مثل عبدالله سلام محضرپیامبر رسیدند و عرض کردند موسی بن یوشع وصیت کرد (هر پیامبر وصی داشته)وصی شما کیست؟ولی ما بعد از شما کیست(به قرینه وصی منظور از ولی سرپرست است)
پس آیه ولایت نازل شد آن گاه جمعیت همراه پیامبر سائلی را دیدند حضرت از او سوال کرد آن چیزی که به تو اعطا شد؟عرض کرد بله این انگشتر فرمود چه کسی اعطا کرد؟ عرض کرد آن مردی که نماز می خواند فرمود در چه حالی ؟عرض کرد در رکوع پیامبر فرمود علی ابن ابی طالب بعد از من ولی شماست گفتند راضی شدیم.
این شان نزول هم با مفردات ایه و هم با مغهوم آیه در این که درباره یک واقعه خاص است کاملا سازگاری دارد.
جلال الدین سیوطی روایتی را از ابن ابی حاتم از شخصیت های بزرگ مقدم و مورد وثوق علمای اهل تسنن نقل نموده که به بررسی راویان آن می پردازیم.
سند اول:ابو سعید اشجع و فضل بن دکین که هر دو از رجال صحاح ششگانه اند –موسی بن قیس حضرمی که رمی به تشیع شده ولی به وثاقت او بنابر تصریح علمای رجال اهل تسنن ضرری نمی زند-سلمه بن کصیل هم ثقه است.
سند دوم:ربیع بن سلیمان مرادی ثقه ایوب بن سوید ربعی صدوق که گاهی خطا می کند عتبه بن ابی حکیم از روات بخاری راویان این دو سند همه مورد وثوق هستند و آیه در شان علی ابن ابی طالب است.
سند ابن جریر طبری:اسماعیل رملی ثقه و صدوق ایوب بن سوید و عتبه از دیگر راویان هستند که در سند قبلی بیان شد پس این روایت هم صحیح است.
جلال الدین سیوطی در ذیل آیه نه روایت را با سند های مختلف نقل کرده :
1.خطیب از ابن عباس:علی در حال رکوع انگشتری را اعطا کرد.
2.ابن جریر از ابن عباس : آیه در شان علی ابن ابی طالب علیه السلام نازل شده است.
3.طبرانی در اوسط از عمار یاسر:سائلی در برابر علی علیه السلام ایستاد در حالی که نماز نافله بود و انگشتر را به او اعطا کرد.آیه نازل شد حضرت فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه گرچه این جمله معروف است که در غدیر بیان شده ولی مثل حدیث منزلت و ثقلین و دیگر احادیث منحصر بر یک جا نیست.
4.ابن مردویه:ایه در منزل پیامبر نازل شد حضرت به مسجد امدند و از سائل پرسید کسی چیزی به تو اعطا کرد گفت بله آن مرد که در حال نماز است راوی این روایت از امیرالمومنین علیه السلام نقل نموده است.
5.ابن ابی حاتم و ابن عساکر از سلم:علی انگشترش را در حال رکوع صدقه داد (ابن تیمیه می گوید در تفسیر ابی حاتم هیچ ...نیست و تمام صحیح است ولی در رد این آیه در شان علی ابن ابی طالب است می گوید هیچ یک از علمای ما چنین حرفی نزده اند و دچار تناقض می شود.)
6.ابن جریر از ابن مجاهد:در شان علی ابن ابی طالب در رکوع نماز است.
7.ابن جریر از سدی
8.عقبه از ابی حکیم همین را نقل کرده است.
9.طبرانی از ابورافع بر پیامبر در حال استراحت وارد شد حضرت آیه را تلاوت کرد فرمود سپاس خداوندی را که نعمت را بر علی تمام کرد و او را برای فضل خود مهیا کرد.
سیوطی این نه روایت را نقل کرده و رد نکرده که نشان می دهد از جهت سند معتبر و قطعی الصدور است.
ابن کثیر از بزرگان مورد وثوق اهل تسنن و از شاگردان ابن تیمیه، چند روایت در شان نزول آیه ولایت نقل کزده است.
1.ابن جریر از مجاهد:نزلت فی علی ابن ابی طالب تصدق و هو راکع
2.محمد بن صائب کلبی از ابن عباس هم آیه را در شان علی ابن ابی طالب می داند فقط در اول روایت محمد را متروک دانسته ولی در پایان روایت سلسله اسناد را می پذیرد.
در روایات دیگری شان نزول را هم در مورد امیرالمومنین و هم دیگر مومنین می داند:
1.ابن ابی حاتم :هم المومنون علی بن ابی طالب
2.ابن جریر از امام باقر علیه السلام منظور مومنین و علی ابن ابی طالب هستند.
اشکال:
با توجه به سیاق آیه فقط با امیرالمومنین علیه السلام قابل تطبیق است.اهل تسنن اشکال کرده اند که بقیه امامان را چگونه مصداق آیه قرار می دهید؟
با توجه به آخر روایت که می گوید اولهم علی ابن ابی طالب پس منظور از مومنون ائمه علیهم السلام هستند.
ابن حجرعسقلانی از بزرگان حدیث و تفسیر اهل تسنن پنج شان نزول ذکر کرده در سه روایت نخست شان نزول درباره علی ابن ابی طالب است.ولی ابن کثیر در یکی از سلسله اسناد روایت به ضحاک اشکال گرفته که ضحاک ابن عباس را ندیده است در حالی که ضحاک از سعید بن جریر که شاگرد ابن عباس است روایت کرده که به دلیل این که مورد تعقیب حجاج بن ویوسف ثقفی بوده از ابن عباس نقل کرده است.ولی در روایت بعدی اشکال سندی می گیرد و این نشان می دهند که اسناد سه روایت قبلی را پذیرفته و صحیح دانسته است.
با توجه به نقل این همه شان نزول از طرف بزرگان اهل تسنن که آیه را در شان علی ابم ابی طالب می دانند شخصیت هایی مثل ابن تیمیه در ذیل آیه می نویسد:کسی که ادعا کند آیه ولایت در شان علی ابن ابی طالب نازل شده دروغگوست و اجماع اهل علم در این مورد دروغ محض است و جمهور چنین چیزی را نشنیده اند او نه تنها به مقام امیرالمومینن علیه السلام بلکه به همه علمایی که حرفشان در بین اهل تسنن خریدار دارد و این شان نزول را نقل کرده اند جسارت کرده است.علمایی مثل تفتازانی که تصریح دارد به اتفاق همه مفسرین آیه در شان علی ابن ابی طالب نازل شده یا قاضی ایجی که می نویسد:ائمه تفسیر اجماع بر این مطلب دارند یا علامه قوشچی که می نویسد:مفسرین براین مطلب اتفاق نظر دارند یا حاکم حسکانی که از محمد بن مومن شیرازی نقل کرده:بین مفسرین در این مطلب اختلافی نیست گرچه حسکانی از محمد بن مومن نقل کرده که رمی به تشیع شده ولی ردی بر نقل او نیاورده است یا آلوسی که گرچه اجماع را نپذیرفته ولی می نویسد.غالب اخباریین این شان نزول را ذکر کرده اند.
با وجود این اجماع و روایات موجود در کتب اهل تسنن و عدم رد وقوع این روایات جایی برای کتمان حقایق برای امثال ابن تیمیه باقی نمی ماند.اندیشمندان معاصر اهل تسنن باید باز خوانی جدیدی نیست به حقایقی که در کتبشان نوشته شده داشته باشند.تقلید کور کورانه از امثال ابن تیمیه چشم بستن روی این حقایق است.
بررسی شبهات اعطای انگشتری در نماز فعل کثیر و توجه به غیر است.
پاسخ:
اولا خداوند آن را تایید و به عنوان مدح آورده و طرح این شبهه اجتهاد در مقابل نص است.
ثانیا:باید ثابت شود که اعطای انگشترفعل کثیر و توجه به غیر نیست.در منابع حدیثی اهل سنت روایاتی هست که اصل این مطلب را تایید می کند و شارحین هم این روایات را شرح کرده و از آن مبنای فقهی درست کرده اند. مثلادر صحیح بخاری روایت شده پیامبر دختر بچه ای را در حین نماز بغل گرفته بود و هنگام رکوع و سجده بر زمین می گذاشت وهنگام قیام دوباره بلند می کرد اگر این فعل کثیر نباشد اعطای انگشتری به طریق اولی فعل کثیر نیست.
ابن حجر در شرح روایت می گوید:بعضی حدیث ر امنسوخ یا در حین ضرورت و یا از اختصاصات پیامبر دانسته اند و این باطل است ودرحدیث چیزی که مخالف شرع باشد وجود ندارد و عمل پیامبر به جهت جواز این کار بوده است.
علامه نبوی که بهترین شرح را بر صحیح بخاری نوشته می نویسد:کار پیامبر دلالت بر صحت نماز و فعل قلیل است شان نزول آیه ولایت هم در مقام مدح و جواز تشریع است.
حبص در اقلام الحاص در ذیل آیه ولایت و شان نزول مطرح شده می نویسد:این دلالت را با چه فعل سیر در نماز دارد و از پیامبر هم در اوردن نعلین و دست کشیدن به محاسن و اشاره با انگشت و در بغل گرفتن کودک نقل شده و اگر کسی بگوید این صدقه دادن جوار برای دیگران نیست و مورد خاص است می گوییم که راکعون می فهماند این عمل در رکوع اتفاق افتاده و منظور از زکات هم مطلق زکات بوده است.
یکی دیگر از شبهاتی که در ذیل شان نزول آیه مطرح شده این است اگر بپذیریم آیه در شان علی ابن ابی طالب علیه السلام نازل شده باید بپذیریم که از لفظ جمع اراده مفرد شده است.
پاسخ:
اولا بعد از نقل روایات در مورد این شان نزول توسط بزرگان اهل تسنن این اشکال اجتهاد در مقابل نص است.
ثانیا: این استعمال در فرهنگ ادبی قرآن مانند آیه 181 آل عمران، 1 و 8 ممتحنه،52 مائده و آیه مباهله رایج است حتی فخر رازی که این اشکال را مطرح کرده در آیه 54 مائده مراد از قوم را ابوبکر دانسته است.
زمخشری در ذیل آیه و شان نزول آن می نویسد:از جمع اراده مفرد شده تا مردم علی ابن ابی طالب را الگوی خود قرار داده و بر انفاق بر مستمندان تشویق شوند وقتی در نماز هم انفاق کنند.
علامه شرف الدین علت اراده مفرد از جمع و عدم تصریح به نام علی ابن ابی طالب را حفظ قرآن از خطر تحریف می داند.
اگر ما تاریخ صدر اسلام را بررسی کنیم که چه اندازه منافقین در دشمنی با حضرت پا فشاری داشتند تا جایی که حدیث متواتر منزلت را به خاطر عداوت و دشمنی تحریف کرده به جای هارون ، قارون نقل گفته اند این تعلیل علامه قابل قبول است.
خلاصه جلسات گذشته در سه محور بود:
محور اول:بررسی مفردات آیه:معنای کلمه (انما) با توجه به کلام بیانین و فقها و لغویین و استمعمال در آیات و تبادر حصر است.برای فهم معنای کلمه (ولی ) بنابر فرض که مشترک لفظی و معنوی باشد باید به قرائن مراجعه کرد.معانی ادعا شده در آیه محب و ناصر و ولی امر است که با توجه به حصریی که در در آیه وجود دارد با آیات دیگر که محب و ناصر مومنین را مسیحیان و ملائکه هم ذکر کرده در تعارض است و تنها معنای ولی امر باقی می ماند ما آیات ده گانه ای را ذکر کردیم که شئون ولایت پیامبر به خاطر علم اعطایی و عصمت مطلق در اختیار او قرار داده شده پس باید این دو در اختیار ولی هم قرار بگیرد تا بتواند شئون پیامبر را داشته باشد پس الذین امنوا خواص هستند نه عموم و باید منصوص عندالله باشند.منظور از (زکات) مطلق انفاق است با توجه به قرائن در شان نزول مثل کلمه صدقه و اعطا و منظور از (رکوع) هم با قرینه یقیمون الصلوه رکوع در نماز است.
محور دوم:شان نزول آیه بود که با توجه به معانی آیه و نقل بزرگان و فراد و اعتراف آنها فقط در شان علی ابن ابی طالب علیه السلام است.
محور سوم:طرح شبهات و پاسخ به آنها بود.
Acerca de este curso
این دوره آموزشی روشنگر، از تعریف ریشهای و قرآنی کلمه «امام» آغاز شده و با بررسی دقیق آیات متعددی از قرآن کریم، مفهوم رهبری الهی را در تقابل با رهبری طاغوت تبیین میکند. در ادامه، با تحلیل جزء به جزء آیه شریفه ولایت، ابعاد گوناگون معنای «ولی» و جایگاه ویژه آن در قرآن مورد کنکاش قرار میگیرد. بخشی قابل توجهی از دوره به شرح شئون ولایی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اختصاص دارد؛ از جایگاه ایشان به عنوان معلم و عالم امت گرفته تا مقام اسوه بودن و سعه ولایی آن حضرت. در نهایت، با نقدی علمی و مستدل بر تفاسیر و شبهات مطرح شده از سوی اندیشمندان مختلف اسلامی، شان نزول آیه ولایت بر اساس روایات معتبر شیعه و اهل سنت مورد بررسی قرار گرفته و به تمامی پرسشهای کلیدی در این زمینه پاسخ داده میشود تا درک شما از امامت و ولایت به کمال رسد. 📚✨