محوریت بحث عصمت پیامبر صلی الله علیه واله با محوریت آیه تطهیر بود.
حصر اراده تکوینی خداوند در دفع (به دال) مطلق رجس از پیامبر صلی الله علیه واله و امیرالمومنین و حضرت زهرا و فرزندانشان تا امام زمان علیهم السلام دلالت بر اعطای منصب عصمت مطلقه به ایشان دارد.
علت استغفار پیامبر صلی الله علیه واله
آیه تطهیر بحث اثباتی عصمت بود. اما بحث غیر اثباتب:
آیات متشابهی هستند که عده ای به خاطر جهل یا نادیده گرفتن آیات دیگر با استناد به آنها عصمت پیامبر صلی الله علیه واله را رد کرده اند.
یکی از این آیات آیه 7 سوره ضحی است که بعضی ظاهر آیه را به معنای گواهی پیامبر صلی الله علیه واله دانسته اند.
جواب:
1.سوره در مقام مدح پیامبر صلی الله علیه واله است.
2.کلمه ضل در قرآن معانی متفاوتی دارد.
الف:مخفی شدن. سجده آیه 10 –اعراف آیه 37
ب:از بین بردن. محمد آیه 1
ج:اشتباه کردن.یوسف آیه 8 و 95
د:گمراهی. حمد آیه 7
و منظور از ضل در سوره ضحی مخفی بودن است.
3.با سیاق سوره سازگار نیست.
4.با آیه 2 سوره نجم منافات دارد.
نتیجه:با توجه به سیاق سوره و نیز آیات دیگر معنای ضالا در این سوره مخفی و پنهان بودن است یعنی اگر پیامبر تو گوهری مخفی بودی که خداوند تو را به مردم معرفی کرد.
بنابر آیه 7 سوره آل عمران بعضی از آیات قرآن محکم و بعضی متشابه هستند.آیات محکم آیاتی هستند که همه معنای آنرا می فهمند ولی آیات متشابه به آیاتی هستند چند پهلو که در نگاه اول معنای مورد نظر خداوند به ذهن متبادر نمی شود و لی با مراجعه به آیات دیگر و راسخان در علم می توان معنای آن را پیدا کرد.
وما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم که منظور از راسخان در علم پیامبر و اهل بیت معصوم هستند.
یکی از آیات متشابه آیه 7 سوره ضحی است که دستخوش افراد مغرض قرار گرفته است. و وجدگ ضالا فهدی
متشکل گوید:ضالا به معنای گمراهی و ضلالت است یعنی پیامبر گمراه بود خداوند او را هدایت نمود.
جواب:
1.این معنا با سیاق آیات که تمام مدح و تعظیم پیامبر است سازگاری ندارد.
2.این معنا با آیات دیگر قرآن که عصمت مطلقه پیامبر را بیان می کند سازگاری ندارد از جمله آیات آیه تطهیر و آیه 3 از سوره ضحی ما ودعک ربک و ما قلی
3.ضلل در قرآن چند معنا دارد:
1.گمراهی :غیرالمغضوب علیهم والضالین(حمد آیه 7)
2.ازبین بردن: ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم(محمد آیه 1)
3.اشتباه:ان ابانا لفی ضلال مبین(یوسف آیه 8 و 95)
4.مخفی و پنهان بودن:ءاذا ضللنا فی الارض (سجده آیه 10)
در آیه 7 سوره ضحی به معنی مخفی و پنهان بودن است یعنی پیامبر گوهری پنهان و مخفی در بین مردم بود و خداوند هدایت و راهنمایی نمود مردم را به پیامبر که روایات هم این معنا را تائید می کند .الدرالمنثور ج 6 ص 362-تفسیر البرهان و نور الثقلین ذیل آیه 7 سوره ضحی.
اهمیت و لزوم ورود به بحث موضوعیت و طریقیت ولایت اهل بیت علیهم السلام
الف:موضوعیت
1.معنا و مفهوم موضوعیت ولایت
2.روایت دال بر موضوعیت ولایت
3.آیات دال بر موضوعیت ولایت
4.ولایت پیامبر موضوعیت دارد
5.ولایت پیامبر همان ولایت پیامبر است.
6.ولایت الذین امنوا همان ولایت پیامبر است.
7.امیرالمومنین علیه السلام مصداق الذین امنوا است.
ب: طریقت
تنها طریق رسیدن به معارف پیامبر و بعد از ائمه معصومین علیهم السلام هستند .ولایت اهل بیت علیهم السلام هم موضوعیت دارد و هم طریقیت.
تعداد زوجات پیامبر صلی الله علیه واله یکی از دست آویزهای دشمنان اسلام قرار گرفته است که او را انسانی عادل و اسیر شهوت معرفی کنند.
یکی از این ازدواج ها ازدواج پیامبر صلی الله علیه واله با زینب بنت جحش است.
داستان ازدواج پیامبر صلی الله علیه واله با زینب بنت جحش در کتب ومنابع اهل تسنن به صورت بسیار قبیح و زشتی مطرح شده از جمله کشاف زمخشری ذیل آیه 37 سوره احزاب آمده که عصمت حضرت را زیر سوال می برد.
اشکالات عقیده اهل سنت:
الف.به آیات دیگر قرآن هم خوانی ندارد.
ب.غیرت پیامبر صلی الله علیه واله ر ازیر سوال می برد.
ج.خداوند کار اشتباه پیامبر صلی الله علیه واله شریک می شود.
این داستانها توسط جریان نفاق صدر اسلام در جهت پوشش خطاها و اشتباهات خلفای غاصب وارد متون شده است.
حقیقت داستان در کتب شیعه و برخی منابع اهل سنت مثل روح المعانی آلوسی .اگر پیامبر صلی الله علیه واله به زینب علاقه داشت او را برای خود خواستگاری می کرد نه برای زید و مانع طلاق دادن زید نمی شدند.
عرب زن پسر خوانده را در حکم عروس واقعی می دانست.
پشتوانه ازدواج پیامبر با زینب خداوند است (زوجناکها) تا برای مومنین حرجی در این گونه ازدواج ها نباشد.
اولا ساحت مقدس پیامبر صلی الله علیه واله بری از این دروغهاست.
ثانیا مجری ازدواج خود خداوند است.
ثالثا علت این ازدواج شهوت نیست
بیان مرحوم مجلسی ج 22 ص 215 در ذیل داستان، کلام الوسی از امام زین العابدین روح المعانی ج 22 ص 24.
قصه غرانیق در بسیاری از کتب و منابع اهل تسنن مانند صحیح بخاری ،تفسیر طبری،تفسیر الدرالمنثور،سیره ابن هشام، ابن ابی حاتم و ابن منذر آمده است. که در هنگام دریافت وحی شیطان تلک الغرانیق العلی و ان شفاعتهن اترجی را القا کرد.جبرئیل نازل شد و پیامبر را آگاه کرد.
اهل تسنن برای این که منابع و آثار خود را حفظ کنند دامن انبیاء دیگر را نیز با استناد به آیه 52 سوره حج آلوده کرده اند.
پاسخ:
1.با قبول قصه غرانیق حجیت سخن پیامبر و قرآن مخدوش می شود.
2.این قصه با آیاتی مثل 44 تا 46 حاقه منافات دارد.
شبهه دوم:چه اشکالی دارد شیطان القا به پیامبر صلی الله علیه واله کرده باشد و خداوند جبران کرده باشد؟
1.اصل اعتبار سخن پیامبر شکسته می شود
2.طبق آیه 99 و 100 نحل پیامبر صلی الله علیه واله از ولایت خدا خارج می شود
3.حجیت قرآن زیر سوال می رود
4.با آیه 25 سوره حاقه منافات دارد.
5.با آیه 27 سوره جن منافات دارد
6.منظور از کلمه تمنی در آیه 52 سوره حج قرائت نیست
بلکه آرزوست و آیات 143 آل عمران و 6 جمعه هم تمنی به معنای آرزو امده است.
سوال: چرا خداوند به شیطان اجازخ می دهد در راه هدایت مانع ایجاد کند؟ برای آزمایش مردم.
بعضی از دگراندیشان آیه 43 سوره توبه را دست آویزی برای زیر سوال بردن عصمت پیامبر صلی الله علیه واله قرار داده اند.
این آیه در ماجرای غزوه تبوک نازل شده که منافقین از پیامبر صلی الله علیه واله خواستند در مدینه بمانند و حضرت به آنها اجازه داد خداوند این کار پیامبر صلی الله علیه واله را مورد عفو قرار داد اگر کار پیامبر صلی الله علیه واله اشتباه نبوده عفو خداوند معنا ندارد .
پاسخ:
آیات قبل و بعد را هم باید در نظر گرفت خداوند می فرماید : ما از همراهی منافقین باشد که اسلام کراهت داشتیم چون حضور آنها موجب سستی لشکر اسلام شد.
پس اولا اگر پیامبر صلی الله علیه واله اجازه دادند اراده خداوند و امر او بوده است .ثانیا اگر اجازه پیامبر صلی الله علیه واله کار اشتباهی بود خداوند اول اشتباه پیامبر صلی الله علیه واله ر امتذکر می شد بعد می فرمود ما تو را بخشیدیم.
ثالثا مخاطب واقعی مسلمانان هستند هستند که به پیامبر صلی الله علیه واله اشکال می کنند که چرا به منافقین اجازه داد ولی با این کار تعداد لشکر اسلام کم شد.
امام رضا علیه السلام هم در عیون اخبارالرضا فرمود آیه از باب ایاک اعنی و اسمعی یا جاره است.
رابعا اگر نظر دگر اندیشان درست باشد با آیات دیگر قرآن مثل آیه سوم ضحی در تضاد است.
دفاع از شخصیت پیامبر صلی الله علیه واله (آیه 78 سوره انفال)
تناقضات فخر رازی در تفسیر آیه
ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض تریدون عرض الدنیا و الله یرید الاخره والله عزیز حکیم.
اشکال :
چرا پیامبر در جنگ بدر اسیران را نکشتند و سراغ فدیه گرفتن رفتند و گرفتار عرض الدنیا شدند؟
تا خداوند او را مورد توبیخ قرار دهد؟
جواب:
1.بنابر آیات قبل پیامبر مامور به قتال و کشت و کشتار بودند حرض المومنین علی القتال آیه می فرماید: مومنین را بر قتال ترغیب کن و پیامبر هم مطیع اوامر الهی هستند و نیت حضرت قتال بوده پس پیامبر مامور به قتال بودند و پیامبر هم این ماموریت الهی را صد در صد انجام دادند.
2.بنابر سیر و تاریخ اهل سنت پیامبر راضی به فدیه گرفتن نبودند و دستور به قتل اسرس دادند و این عده ا یی از مسلمین از جمله ابوبکر بودند که می گفتند: اسیران را نکشید و فدیه را بگیرید که بهتر است.
تحلیل جنگ بدر
آیه در مقام توبیخ کسانی است که دنبال فدیه گرفتن و متاع دنیوی بودند و لو اینکه خلاف امر خدا و پیامبر صلی الله علیه واله بوده و تاوان سنگینی به خاطر آن باید پرداخت کنند نه شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه واله.
و وضعنا عنک وزرک:گویند وزر یعنی گناه- ای پیامبر سنگینی گناه که داشت کمرت را می شکست از دوشت برداشتیم.در المنثور ج 6 ص 393
جواب:
با توجه به بیان لغویون و آیات قرآن معنای اصلی و حقیقی وزر ثقل و سنگینی است و معنای گناه معنای کنایی و مجازی است که نیاز به قرینه دارد . مفردات راغب می نویسد:الوزر –الثقل
آیات:
1.نحل آیه 25 لیحمل اوزارهم
2.محمد آیه 4 لتضع الحرب اوزارها
3.طه سوره 25 به بعد ...واجعل لی وزیرا من اهلی
پس معنای آیه چنین است که ای پیامبر با شرح صدر و صبری که به تو عنایت کردیم سنگینی رسالت را بر تو هموار کردیم و راحت نمودیم و ربطی به گناه ندارد چرا که ما وعدک ربم و ما قلی منافات دارد.
انا فتحنا لک فتحا مبینا لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر و یتم نعمته علیک و یهدیک صراطا مستقیما.
بعضی با توجه به کلمه غفر و ذنبک وجود پیامبر ر افاقد عصمت دانسته اند.
پاسخ:منظور از چند کلمه باید روشن شود
1.فتح مبین چیست؟سه نظریه وجود دارد:
الف.فتح خیبر
ب.صلح حدیبیه
ج.فتح مکه
با توجه به قرائن منظور از فتح مبین فتح مکه است که علت غفران ذنب است.
2.معنی غفر:آمرزش گناه نیست بلکه پوشاندن است.مفردات راغب ص 609.
3.معنی ذنب: گناه نیست بلکه به معنی کار و فعلی است که عواقب و آثاری را به همراه دارد.مفردات راغب ص 331.
یعنی پیامبر با فتح مبین و فتح مکه همینه وعظمت قریش شکسته شد و حرفهای یاوه و بی اساس کفار که بر علیه تو می زدند بر تو یوشاندیم و حرفها تمام شد.
پیامبر از منظر خدا گنهکار نیست بلکه از منظر کفار و مشرکین خطا کار می باشد آیاتی که مغفرت به معنای بخشش گناه نیست مانند موسی بن عمران که عرض کرد :لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون .شعراء ایه 14)
اینها من را خطا کار می دانند و می ترسم مرا به قتل برسانند.
ترفیع درجه بهشتیان(محمد آیه 11)
4.یتم نعمته علیک اتمام نعمت که در هجدهم ذی الحجه اتفاق می افتد با فتح مکه زمینه اش فراهم می شود .
5.یهدیک الی صراط مستقیم خبر از فیض دائمی است و اینکه صراط مستقیم امیرالمومنین علیه السلام است.شواهد التنزیل حاکم حسکانی ج 1 ص 59.مناقب ابن مغازلی ذیل ایه 61 زخرف .بصائر الدرجات ذیل آیه 61 زخرف.
قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی یکی دیگر از آیاتی است که مورد استناد منکرین عصمت قرار گرفته است.
آنها می گویند: بنابر قانون مثلیت پیامبر در تمام شئونات با بشریت مثلیت و شباهت دارد لذا او هم مانند دیگران ممکن است اشتباه کند.
جواب:قرآن مثلیت را به نحو جزئیه قبول دارد نه عمومی و کلیت.
لذا می فرماید:لا یستوی الخبیث الطیب
لا یستوی الاعمن و البصیر
دلیل تعبیر آیه که پیامبر را از جنس و مثل بشر معرفی کرد این است که عده ای قائل به خدایا ملک یا جن بودن پیامبر بودند خواست که این مطلب را رد کند لذا فرمود:پیامبر بشر است یعنی خدا و ملک و جن نیست. وپیامبر در مخلوقات بودن مانند سایر بشر می باشد نه در همه شئونات
پیامبر معجزاتی دارند که سایر مردم ندارد.
اشکال:
همانطور که همه انسانها ممکن الخطا هستند قانون مثلیت می گوید انبیاء هم می توانند ممکن الخطا باشند.
جواب:
پیامبر صلی الله علیه واله قدرت بر خطا دارد چون جبر گرانیستیم ولی امکان خطا در او راه ندارد چون :
1.اطاعت مطلق از اوامر شده ایم(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول)
2.در آیه 36 احزاب باید زمانی که خدا و رسول او امر و حکمی را صادر کردند جایی برای سر پیچی وجود ندارد .
3.و من یعص الله و رسوله مطلق عصیان خدا و رسول خدا موجب آتش است.
یکی دیگر از آیاتی که منکرین عصمت پیامبر صلی الله علیه واله به آن استشهاد کرده اند آیات اولیه سوره عبس است.آنها ضمیر در عبس و تولی را متوجه پیامبر صلی الله علیه واله کرده اند و در شان نزول این آیات روایاتی را در کتب خود مانند تفسیر زمخشری و تفسیر روح المعانی نقل کرده اند که عبدالله بن ام مکتوم نابینا خدمت پیامبر صلی الله علیه واله رسید در حالی که در خواستن داشت و جند مرتبه تکرار کرد در حالی که نمی دانست پیامبر با صنادید برزگان قریش سخن می گوید:پیامبر صلی الله علیه واله از قطع سخنان خود توسط ابن ام مکتوم ناراحت شد لذا چهره در هم کشیده و رد برگداند آیه نازل شده و او را توبیخ کرد لذا حضرت از ابن ام مکتوم دل جویی کرد.
پاسخ:
این تفسیر از آیه لازمه اش ترش رویی پیامبر صلی الله علیه واله نسبت به نظر ترجیح اغنیاء بر فقرا و کوتاهی در امر رسالت توسط پیامبر صلی الله علیه واله است.که هیچ کدام با روح آیات قرآن و خلق پیامبر صلی الله علیه واله سازگار نیست.
آیاتی که خداوند پیامبر را صاحی خلق عظیم مهربانی به مومنین معرفی و حضرت را مامور به تواضع در برابر مومنین نموده است.
اشکال:
خداوند از صنعت التفات استفاده کرده و از غایب به خطاب عدول کرده است و منظور قرآن پیامبر صلی الله علیه واله است.
پاسخ:
1.مخالف با آیات قطعی و محکم قرآن است.
2.منظور خداوند در غایب و نه در خطاب پیامبر صلی الله علیه واله نیست.
3.اگر مخاطب در آیات بعدی پیامبر صلی الله علیه واله هم باشد از باب ایاک اعنی واسمعی یا جار ه است چرا که حضرت در ایمان ام ابن مکتوم شکی نداشته است.
و لا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه...ثعلبی از قول ابن مسعود می گوید: پیامبر فقرا را از خود طرد کرد و خداوند او را توبیخ نمود که فقرا را از دور خود طرد نکن.
جواب:
با توجه به آیات دیگر قرآن این شان نزول رد می شود.
1.انک لعلی خلق عظیم .قلم آیه 4
2.ولو کنت فظا غلیظا القلب .آل عمران آیه 159
3.واخفض جناحک للمومنین.حجر آیه 88
4.محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.فتح آیه 29
نتیجه:
با توجه به مفاد آیات فوق در قرآن شان نزول و اشکال وارده صحیح نمی باشد.
وحدیثی هم در منابع حدیثی نقل شده که پیامبر با یکی از فقرای از اصحاب تکلم می کرد یکی از انصار و اصحاب نزد نبی آمد اما همان دورانش دو به پیامبر گفت:تافقرا را از خود دور نکنی ما نزد تو نمی آئیم.آیه فوق نازل شد پس آیه درباره برخورد یکی از اصحاب است نه برخورد پیامبر صلی الله علیه و اله خداوند از لسان حضرت نوح در آیه 114 شعرا می فرماید:و ما انا بطارد المومنین از طرفی در آیه 90 انعام خداوند پیامبر ر امامور به اقتدا به سیره انبیاء می کند.
درباره این دوره
دوره «آیه ولایت» با تدریس استاد علی شیرخدایی، به بررسی دقیق و تحلیلی آیاتی از قرآن کریم میپردازد که در برخی تفاسیر و برداشتها، دستمایه طرح شبهاتی درباره مقام، عصمت و جایگاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قرار گرفتهاند. محور اصلی این دوره، آیه شریفه «وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى» از سوره ضحی است؛ آیهای که درباره معنای «ضَالّاً» و چگونگی تفسیر آن، دیدگاههای متفاوتی مطرح شده و گاه از آن برای نسبت دادن گمراهی به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیش از بعثت استفاده شده است.
در این دوره، معنای «ضلالت» در آیه ۷ سوره ضحی با رویکردی تفسیری و اعتقادی بررسی میشود و در ادامه، نسبت ولایت پیامبر و ائمه معصومین علیهمالسلام با هدایت الهی مورد توجه قرار میگیرد. همچنین بخشی از جلسات به پاسخگویی به شبهات و برداشتهای نادرست درباره برخی آیات و وقایع مرتبط با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اختصاص دارد؛ از جمله:
- ماجرای ازدواج پیامبر (صلی الله علیه و آله) با زینب بنت جحش
- قصه غرانیق (آیه ۱۹ و ۲۰ سوره نجم)
- شخصیت پیامبر (آیه ۴۳ سوره توبه) / (آیات ۱ و ۲ سوره فتح) / (آیه ۱۱۰ سوره کهف) / (سوره انشراح)
- آیه ۶۷ سوره انفال
- عصمت پیامبر صلی الله علیه و آله (آیات ابتدایی سوره عبس)
- اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله با فقرا (آیه ۵۲ سوره انعام)
در این دوره تلاش شده است با تکیه بر تحلیل آیات و بررسی دقیق مفاهیم قرآنی، زمینهای برای فهم منسجمتر از عصمت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، شخصیت و جایگاه ایشان و حقیقت ولایت پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام فراهم شود. در کنار این مباحث، موضوعاتی مانند اخلاق پیامبر صلیاللهعلیهوآله در برخورد با فقرا نیز از منظر آیات قرآن بررسی می گردد.
امید است که این دوره برای علاقهمندان به تفسیر قرآن، مباحث اعتقادی، عصمت انبیا، ولایت پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام و پاسخ به شبهات قرآنی، مفید واقع گردد.