يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
بررسی واژگان آیه:
1.یا ایها الرسول خطاب با شان حقوقی رسالت
2.بلغ امر در باب تفعیل است نه باب افعال به خاطر تاکید بیشتر
3.ماانزل الیک؟
4.والله یعصمک من الناس
ناس کیانند؟
عصمت از چه چیزی؟
5.ان الله لا یهدی القوم الکافرین
حصر عقلی ما انزل و رسالت در 5 مصداق
1.عمومیت ما انزل – عمومیت رسالت (هر دو عام)
2.مراد از ما انزل،وحی خاصی باشد-مراد از رسالت هم وحی خاصی باشد(هر دو خاص)
3.مراد از ما انزل کل منزلات و و حی باشد-مراد از رسالت، یک وحی خاصی می باشد(اولی عام دومی خاص)
4.مراد از ما انزل یک وحی خاص-منظور از رسالت تمام رسالت باشد(اولی خاص دومی عام)
5.مراد از ما انزل یک وحی خاص- مراد از رسالت یک مورد خاص دیگری می باشد.
نقد و بررسی 5 صورت
1.2:صحیح نیست چون جمله شرطیه است و باید بین شرط و جزا اختلاف و لو جزئی باشد و عینیت نباشد.
3.صحیح نیست چون با نفی کلی ،جزء هم منتفی می شود.
5.صحیح نیست مانند یخ و دروازه است (دو مورد غیر مربوط) و در هیچ تفسیری حتی اهل تسنن هم ادعا نشده است.
فلذا مورد چهارم می ماند یعنی ای پیامبر آن یک وحی خاص را برسان که اگر نرسانی تمام رسالت تو هبا منثورا می باشد.
فخر رازی گوید:بلغ به معنی اصبر است و مشارالیه ما انزل کشف اسرار و فضایح و مطالب مربوط به اهل کتاب است و الله یعصمک من الناس مربوط به جنبه حقیقی و جان پیامبر است و ناس اهل کتاب هستند.
نقد کلام فخر رازی:
1.به چه دلیل معنای بلغ را به اصبر تغییر دادید و با توجه به جنبه رسالی اول آیه مطلب رساندنی است و همان بلغ می باشد.
2و3.پیامبر مطالبی مهم تر و سخت تری را قبلا در مورد اهل کتاب فرموده بودند و ترس و خوفی نداشتند نهایتا اکنون که می خواهد بگوید لستم ععلی شی می ترسد؟!
دیگر اینگه قدر متیقن این است که این آیه بعد از فتح مکه یعنی سال هفتم هجرت نازل شده است و در آن زمان اهل کتاب هیمنه و شوکت آنها شکسته شده بود و ترسی از جانب آنها پیامبر را تهدید نمی کرد.
ما برای مفهوم آیه ولایت اول واژگان آیه را مورد بررسی قرار داده با شان نزول های ادعایی تطبیق داده وشان نزول واقعی را تشخیص می دهیم.
رسول:شخصیت حقوقی پیامبر مورد خطاب است.
ما انزل:قبلا چیزی نازل شده و بین ابلاغ و نزول تاخیری اتفاق افتاده که به خاطر اهمیت ما انزل تاخیر به جایی بوده لذا مورد توبیخ قرار نگرفته است.
و ان لم تفعل فما بلغت رسالته:شرطط شرط و جزایی است که پنج حالت از آن متصور می شود.
والله یعصمک من الناس: عصمت پیامبر توسط خداوند
ان الله لا یهدی القوم الکاذبین: آیه باید در اخر رسالت باشد نه اول رسالت و گرنه نقض غرض می شود .
رشید رضا دو شان نزول برای آیه بیان کرده (تفسیر المنار ج6 ص 463)
1.اوائل بعثت که بعضی از مفسرین سلف بیان کرده اند درباره آزار مشرکین
2.روات شیعه در سال آخر ماه ذی الحجه روز غدیر خم درباره ولایت امیرالمومنین
برای تائید اینکه آیه در اوائل بعثت نازل شده و روایتی را هم نقل می کند که پیامبر فرمودند که جبرئیل نازل شده و آیه تبلیغ را آورده و من هم دعوت مردم را به لا اله الا الله و رسالت خویش آغاز نمودم امام مردم به من توهین نمودند تا جایی که سنک و خاک بر سر من پاشیدند تا اینکه عباس من را نجات داد.
نقد کلام رشید رضا:
1.با توجه به بلغ و ما انزل یک تراخی بین ما انزل و بلغ می باشد که در روایت ادعا شده چنین تراخی و جود ندارد.
2.آیه می فرماید:یا ایها الرسول بلغ و الله یعصمک من الناس-اما در روایت ادعایی خبری از عصمت و حفظ وحی است الهی نیست پیامبر سنگ خورد و خاک به سر و رویش ریختند و توهین و جسارت شد عاقبت هم عباس او را نجات داد نه خدا و عصمت الهی پس عصمت الهی چه شد؟
3.این روایت با خاص بودن ما انزل و عام بودن رسالت سازگاری ندارد چون در اوائل بعثت رسالت تازه شروع شده و عام نیست.
طبری در تفسیر جامع البیان خود ذیل آیه ولایت می گوید: منظور از ما انزل یهود و نصاری هستند یعنی ای پیامبر در مورد خبث ادیان اهل کتاب و عقائد آنها و تجری بر پیامبران و ذکر معایب
اهل کتاب سخن بگو و مطالب را به آنها برسان و از جان خود نترس خداوند تو را حفظ می کند و مصون می دارد.
علت ترس پیامبر صلی الله علیه واله کثرت اهل کتاب و قلت یاران خود بود.
نقد کلام طبری:
بنابر نظر مشهور اهل سنت آیه تبلیغ بعد از فتح مکه نازل شده و در آن زمان اهل کتاب عده و عده ای نداشتند و به هزیمت رفته بودند و پیامبر عظمت و شوکت یافته بود و مردم گروه گروه به اسلام کی پیوستند(یدخلون فی دین الله افواجا)
در اوائل هجرت هم هیچ کجا پیامبر صلی الله علیه واله در مواجهه با اهل کتاب ترس به خود راه نداده اند در جنگها چه برسد به اینجا که ابلاغ صرف بوده است.
و ثانیا پیامبر ترس و خوفی ندارند در حالی که مطالبی غلیظ تر و سنگین تری را نسبت به اهل کتاب بیان نمودند و ترس و واهمه ای نداشتند.
پیامبری که شما ترسیم می کنید ترسو است و در هیچ کجایی قرآن پیامبر ترسو معرفی نشده است.
کلمه رسول یعنی شان رسالت پیامبر صلی الله علیه واله مورد خطاب است نه شخصیت حقیقی او با شان نزول هایی که به طور فراوان در کتب دیگر خود درباره نزول آیه در غدیر خم نقل مرده اید منافات دارد.
عصم: یعنی حفظ و حراست
ما در طول زندگی پیامبر 13 سال مکه را می بینیم که اصل جان نبی و اصل اسلام در خطر بوده است اما والله یعصمک من الناس نداریم
کاف در یعصمک خطاب به یا ایها الرسول اول و صدر آیه است یعنی به جنبه رسالی و حقوقی پیامبر خطاب است.
یعنی پیامبر دلنگرانی دارند برای اصل دین خود نه بر جان خودش.
البته شخصیت حقیقی پیامبر صلی الله علیه واله جدای ازشخصیت حقوقی او ست؟
بیان والله یعصمک من الناس، جایگاه و اهمیت ما انزل را بیان می کند.
منظور از ناس قریش و اهل کتاب نیستند چون زمان نزول این آیه قریش و اهل کتاب به هزیمت رفته بودند.بلکه منظور منافقین هستند و این که سیاق آیات می فهماند که منظور از ناس اهل کتاب شهتند صحیح نیست چون آیه جمله معترضه است و وجود جمله معترضه در قرآن تازگی ندارد.
اکثریت جامعه اهل سنت قائل هستند که مراد از ناس در والله یعصمک من الناس،اهل کتاب هستند دلیل آنها وحدت سیاق آیات است.
نکته اول:
ما سیاق را به عنوان موجبه جزئیه قبول داریم اما به نحو موجبه کلیه خیر.
سیاق وقتی حجت است که دلیل بر خلاف آن نداشته باشیم.
خداوند در قرآن در مواردی سیاق را شکسته است:
الف.سوره لقمان آیات 13 تا 16
ب.سوره احزاب آیه تطهیر
نکته دوم:
مراد از ناس اهل کتاب نیستند:
الف.با توجه به شان نزول نزول هایی که ذیل آیه بیان شده است.
ب.در زمان نزول این آیه(حداقل بعد ازفتح مکه)اهل کتاب قدرت و شوکتی نداشتند و یه هزیمت رفته بودند همچنین قریش تا پیامبر صلی الله علیه واله از انها ترسی داشته باشد.
چگونه از فراز آخر آیه ابلاغ منظور از ناس و کافرین که خطر از طرف آنها متوجه پیامبر صلی الله علیه واله شده را تشخیص دهیم؟
مصادیق کافرین در قرآن چهار گروه هستند:
1.مشرکین:151 آل عمران ، 40 توبه، 17 توبه
2.یهود: 105 بقره،30 توبه
3.نصاری: آیات 17 و 72 و 73 مائده، 105 بقره، 30 توبه
4.منافقین: 54 توبه، 49 توبه، 125 توبه
منظور از ناس و کافرین در آیه تبلیغ منافقین هستند چون در زمان نزول آیه مشرکین و اهل کتاب قدرتی نداشتند تا برای پیامبر صلی الله علیه واله خطری که موجب ترس پیامبر صلی الله علیه واله شود ایجاد کنند.
1.بحث نفاق از مکه آغاز می شود.مدثر 31
2.اصحاب نبی طبق آیات 100 تا 106 سوره توبه:
1.سابقون الاولون
2.تابعین باحسان
3.منافقین
4.مومن نیکو کار و گنهکار که به امید به بخشش خداوند دارند
پس همه اصحاب عادل نیستند.
3.اشاره به ماجرای جنگ تبوک و حدیث منزلت و حضور حداقل سی هزار منافق
4.مسجد ضرار پایگاهی برای منافقین
5.ماجرای کوه هرشی و توطئه ترور نبی صلی الله علیه واله توسط منافقین
آغاز نفاق از مکه
مسلم بودن وجود منافق در بین صحابه.
آیاتی که بحث از نفاق صحابه را مطرح می کند با عدالت جمیع صحابه منافات دارد.
اما اهل سنت با مطرح کردن عدالت جمیع صحابه جرح و تعدیل و بیان مطالب دال بر نقص صحابه را نمی پذیرند.
ابن اثیر در اسد الغابه ج 1 ص 3 جرح و تعدیل صحابه را نمی پذیرند.
ابن حجر در الاصابه ج 1 ص 17 ادعای اجماع اهل سنت بر عدالت جمیع صحابه را مطرح می کند و از ابو زرعه نقل می کند که هر کس در مقام عیب جویی صحابه بر آید را زندیق می نامد.
حال آنکه ابن هشام در سیره اش ج 2 ص 119 می نویسد بیش از 30 نفر از صحابه منافق هستند.
مسلم در صحیح خود ج 8 ص 122 روایت می کند پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:12 نفر از بین اصحابم منافق هستند.
آیا شناخت این منافقین که قصد ضربه زدن به دین ر اداشتند یک وظیفه نیست.
پیامبر صلی الله علیه واله از وجود چنین منافقینی در بین جمعیت در غدیر ترس داشتند.
از جمله مواردی که وجود خط نفاق در بین صحابه را مطرح می کند سوره منافقین است.
نکات آیات اول سوره منافقین:
1.عدم اعتماد قلبی به رسالت پیامبر صلی الله علیه واله از سوی منافقین
2.علت اظهار اسلام ایجاد خط انحرافی در مقابل جبهه حق(نساء 62)
استفاده غاصبین از منافقین برای تقویت حکومت سقیفه( کنزل العمال ج 5 ص 771)
3.اعراب بادیه نشین در کفر و نفاق شدیدتر هستند.
عمر: با دیدن قبیله بنی اسلم در مدینه به پیروزی یقین کردم( تاریخ طبری ج 2 ص 458)
وصیت عمر به اینکه اعراب بادیه نشین اصل عرب و اسلام هستند.(بخاری ج4 ص 206)مخالف صریح آیه
4.استکبار در مقابل حق و واسطه قرار دادن پیامبر صلی الله علیه واله
اثبات توسل و منافق بودن مخالف توسل
با توجه به این آیات منافقین یکی از مصادیق کفار هستند.
خداوند در غدیر به پیامبر صلی الله علیه واله وعده حفظ از این نفاق را می دهد.
ابو جعفر طبری از جمله کسانی است که درباره غدیر تالیف دارد و مورد توثیق بزرگان اهل تسنن است.واقعه غدیر را از زیدبن ارقم نقل می کند که حضرت در ظهر غدیر خطبه بلیغی ایراد کرده.
سوال:چرا محدثین اهل تسنن که خود را حافظ سنت پیامبر صلی الله علیه واله می دانند از این خطبه چیزی نقل نمی کنند؟!
در این نقل ابوجعفر از پیامبر صلی الله علیه واله نقل می کند که من از جبرئیل خواستم مرا از ابلاغ معاف بدارد به خاطر قله متقین و کثرت اذیت کنندگان و ملامت کنندگان
پس منظور از ناس در آیه ابلاغ اینها هستند نه مشرکین و اهل کتاب کسانی هستند که طبق آیه 61 سوره توبه پیامبر صلی الله علیه واله به خاطر اقبال به علی علیه السلام اذن خواندند.
کسانی که پیامبر صلی الله علیه واله در خطبه فرمودند اگر بخواهیم نام آنها را می برم.
این روایت زید بن ارقم که طبری آن ر انقل کرده با آیه ابلاغ هماهنگی کامل دارد و تمام کلمات این روایت دلالت بر شان نزول حقیقی آیه داده.
1.در مورد رجم و قصاص یهود نازل شده است.
جواب:
الف.رجم و قصاص مسئله ای جزیی و از احکام است و نمی تواند با تمام رسالت پیامبر برابری کند.
ب.بنابر این شان نزول، جبهه مخالف در برابر پیامبر اهل کتاب می شوند در حالی که در موقع نزول این آیه بنابر مبنای فخر رازی که بعد از فتح است اهل کتاب عظمت و شوکتی و ترس و خطری برای پیامبر نبودند تا نیاز به صیانت الهی باشد که والله یعصمک من الناس.
ج.پیامبر آیاتی شدید اللحن تر از ایه تبلیغ برای اهل کتاب بیان نمودند و نه خوفی داشتند و نه صیانتی از جانب خداوند امده است.مثلا سوره بینه 6،آل عمران 71، آل عمران 99،سوره بقره 109
2.در مورد عیوب و مطالب در باب اعتقادات غلط اهل کتاب بوده است.
جواب: همان سه مورد فوق می باشد.
3.خوف پیامبر نسبت به بیان آیه تخییر(احزاب 28)برای زنان خود که با کنار پیامبر صلی الله علیه واله بمانند یا از او جدا شوند.
جواب:
الف.این حکم جزیی و شخصی نمی تواند با تمام رسالت پیامبر برابری کند.
ب.خوف پیامبر بنابر آیه که والله یعصمک من الناس از مردم است نه از همسران.
ج.کافرین در آیه تبلیغ همان ناس هستند آیا فخر رازی می پذیرد که منظور از ناس همسران پیامبر باشند و آیا می پذیرد که عایشه و حفصه کافر هستند.
د.اگر این همسران رفتند خداوند بهتر از آنها را برای پیامبر مهیا می کند بنابر آیه 5 سوره تحریم پس ترسی پیامبر را تهدید نمی کند که صیانت الهی آید.
4.در مورد زینب و زید
جواب:
الف.ازدواج یک حکم شرعی و جزیی است و نمی تواند عدل تمام رسالت پیامبر قرار گیرد.
ب.فخر رازی با توجه به سیاق آیات در باب اهل کتاب می داند حال اگر در مورد زید و زینب بیان کند شکستن سیاق لازم می آید.
ج.در آیه تبلیغ بحث از ابلاغ است اما در مورد ازدواج زید و زینب (37 احزاب)بحث عمل است.
در مورد آیه تبلیغ بحث از ابلاغی است که پیامبرباید انجام دهد اما در آیه 37 احزاب بحث عملی است که خدا انجام داده است.زوجناکها
د.در آیه تبلیغ وعده صیانت و محافظت به پیامبر داده شده است اما بعد از ماجرای ازدواج پیامبر با زینب باز مردم به پیامبر تهمت و توهین کردند.
5.شرکت منافقین در جهاد:
جواب:
الف.این ادعای بدون دلیلی است از جانب فخررازی ثانیا اینکه خداوند طبق آیه 46 توبه کراهت دارد از شرکت منافقین در جنگ و جهاد .و لکن کره الله انبعاثهم
ب.سیاق شکسته می شود.
ج.این حکم جزیی است و نمی تواند با تمام رسالت پیامبر برابری کند.
6.وقتی آیه 108 انعام نازل شد پیامبر سکوت کردند تا اینکه آیه تبلیغ نازل شد و پیامبر فهمیدند منظور این است که نباید سب و فحش ب هبتهای مشرکین داد.
جواب:
الف.اگر این شان نزول را بپذیریم لازمه اش این است که پیامبر در ابتدایی ترین مسائل توحید عاجز بودند و نمی توانند تشخیصی دهند.
ب.در آیه 108 انعام هیچ بحثی و نشانه ای از خوف نیست که صیانت الهی را نیاز داشته باشد.
ج.ذکر عیوب بتها مسئله ای جزیی است و نمیتواند در برابر تمام رسالت پیامبر قرار گیرد.
7.در بیان حقوق مسلمین
جواب:
الف.حقوق مسلمین جزء فروع دین است و نمی تواند با تمام رسالت پیامبر برابری کند.
ب.در این شان نزول هیچ بحث و اشاره ای نسبت به خوف و ترس پیامبر نیست در حالی که علت تاخیر ابلاغ پیامبر ترس و خوف بوده است.
8.حمله اعرابی به پیامبر و نجات پیامبر توسط خدا
از مطالب و جواب های فوق جواب معلوم می شود مثلا اینجا بحث از تبلیغ است و چنین چیزی در داستان ادعایی نیست.
9.پیامبر از قریش و اهل کتاب ترسی در دل داشت که با نزول آیه تبلیغ این ترس از بین رفت.
از مطالب قبلی جواب واضح می شود.
10.در فضل علی بن ابی طالب نازل شده است و پیامبر دست او را بالا برد و فرمود:من کنت مولاه فهذا علی مولاه..
پیامبر بنابراین شان نزول مامور به تبلیغ ولایت و امامت علی بن ابی طالب شدند که این ولایت با رسالت پیامبر برابری می کند و جزء اصول دین است و با مفاد آیه تبلیغ هم سازگاری و همخوانی دارد..
روایات موید:
الف.ابونعیم اصفهانی در ما نزل من القران فی علی .از ابوبکر خلاد از محمد بن عثمان بن ابی شیبه از ابراهیم بن محمد بن میمون از علی بن عابس از ابی حجاف از اعمش از عطیه از ابو سعید خدری آیه در شان علی بن ابی طالب نازل شده است.
تمام راویان مورد وثوق اهل تسنن هستند تنها در مورد علی بن عابس را بعضی طعن زده اند که طعن آنها به جا نیست.
ب.ابن عساکر دمشقی در تاریخ مدینه دمشق ج 2 ص 86 که راویان این روایت هم توثیق شده اند.پس تنها شان نزول می تواند درباره آیه صحیح باشد.
À propos de ce cours
آیه تبلیغ را دقیقتر و عمیقتر بشناسید. در کلاس «آیه تبلیغ» با تدریس حجتالاسلام علی شیرخدایی در مؤسسه غدیرستان، شأن نزول آیه، دیدگاه مفسران اهلسنت، مفهوم «ما أُنزِل»، فراز «وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس»، مسئله منافقان و ارتباط این آیه با حدیث غدیر و امامت، بهصورت مستند و تحلیلی بررسی میشود. فرصتی ارزشمند برای علاقهمندان به پژوهشهای قرآنی و غدیری.